هنگام عکاسی دستی، لرزش کوچک دست میتواند تصویر را تار کند. هرچه فاصله کانونی بلندتر باشد، لرزش زاویهای دوربین در قاب واضحتر دیده میشود؛ بنابراین معمولاً به سرعت شاتر کوتاهتری نیاز دارید. یک قاعده تجربی برای شروع این است که سرعت شاتر را نزدیک به معکوس فاصله کانونی معادل یا سریعتر انتخاب کنید. برای مثال، میدان دیدی نزدیک به ۲۰۰ میلیمتر میتواند سرعت حدود ۱/۲۰۰ یا ۱/۲۵۰ ثانیه را نقطه شروع قرار دهد. این قانون تضمین نمیکند عکس حتماً واضح باشد: روش نگهداشتن دوربین، رزولوشن، لرزشگیر، فاصله سوژه و اندازه چاپ نیز اثر دارند. مهمتر اینکه این قاعده فقط لرزش دوربین را هدف میگیرد؛ سوژه متحرک ممکن است همچنان محو شود. در این راهنما روش دقیقتری برای انتخاب سرعت مناسب میخوانید.

قاعده متداول میگوید هنگام عکاسی دستی، سرعت شاتر را از معکوس فاصله کانونی کندتر نکنید؛ لنز ۵۰ میلیمتری میتواند سرعتی در حدود ۱/۵۰ ثانیه را بهعنوان شروع پیشنهاد کند. در دوربین دیجیتال، میدان دید معادل و اندازه حسگر نیز مهماند. اگر حسگر کراپ میدان دید را تنگتر میکند، فاصله کانونی معادل را برای تخمین در نظر بگیرید. با این حال، عدد نهایی ثابت نیست و به لرزشگیر بدنه یا لنز، نحوه گرفتن دوربین، کیفیت نگهداشتن نفس، وضوح حسگر و اندازه خروجی بستگی دارد. از قانون بهعنوان حدس اولیه استفاده کنید، سپس چند عکس آزمایشی در سرعتهای متفاوت ثبت کنید و در بزرگنمایی واقعی بررسی کنید. توضیح ضریب برش را در مقاله کراپ فکتور در عکاسی ببینید.
اگر دوربین جابهجا شود، معمولاً بخشهای ثابت صحنه نیز در یک جهت کشیده یا نرم میشوند. اگر فقط سوژه حرکت کند، پسزمینه ثابت میماند اما سوژه محو میشود. در عکس واقعی ممکن است هر دو اتفاق همزمان رخ دهند. لرزشگیر اپتیکی یا داخلی دوربین، تکان دوربین را کاهش میدهد و میتواند در صحنه ثابت اجازه سرعت پایینتر بدهد؛ اما نمیتواند حرکت دونده، کودک یا برگ در باد را متوقف کند. برای سوژه متحرک، سرعت را بر اساس حرکت سوژه انتخاب کنید و از لرزشگیر فقط برای بخش ثابت قاب انتظار داشته باشید. اگر سوژه حرکت میکند و پسزمینه هم تار است، سرعت را بالا ببرید، تکیهگاه پیدا کنید یا از روش پنینگ استفاده کنید. برای راهنمای جامع کنترل حرکت و تاری، مقاله سرعت شاتر در عکاسی را بخوانید.
با لنز تلهفوتو، قاب تنگتر و سوژه بزرگتر دیده میشود؛ در نتیجه حرکت کوچک دوربین نسبت به سوژه در تصویر واضحتر است. به همین علت، عکاسی دستی با ۲۰۰ میلیمتر معمولاً به سرعت بالاتری از ۳۵ میلیمتر نیاز دارد. اگر سوژه به شما نزدیک شود یا از شما دور شود، همان جابهجایی فیزیکی سهم بیشتری از قاب را میگیرد. در مقابل، لنز واید اغلب تحمل بیشتری نسبت به لرزش دست دارد، اما این به معنی امکان ثبت همه سوژهها با شاتر آهسته نیست. فاصله دوربین تا سوژه و جهت حرکت نیز مهم است. حرکت عرضی در قاب بیشتر کشیدگی میسازد و حرکت مستقیم به سمت دوربین گاهی کمتر دیده میشود. هنگام انتخاب لنز و سرعت، هم فاصله کانونی و هم نوع حرکت را بسنجید.
برای سوژه ثابت، میتوانید از قاعده فاصله کانونی شروع کنید. برای حرکت، باید سرعتی انتخاب کنید که جابهجایی سوژه در مدت نوردهی به اندازه قابل قبول محدود بماند. یک فرد آرام ممکن است با ۱/۱۲۵ ثانیه واضح شود؛ دونده یا پرنده معمولاً به سرعتهای بالاتر نیاز دارد. این اعداد فقط نمونهاند و به فاصله، جهت حرکت، نور و اندازه قاب وابستهاند. چند فریم پشت سر هم با سرعتهای متفاوت بگیرید و چشم یا جزئیات مهم سوژه را بررسی کنید. اگر تصویر در سرعت مناسب برای لرزش دست هنوز حرکت دارد، ISO را بالا ببرید یا دیافراگم را بازتر کنید. اگر میخواهید حرکت دیده شود، شاتر را پایینتر بیاورید و تاری را هدفمند بسازید؛ سرعت بالا همیشه تصویر بهتری تولید نمیکند.
لرزشگیر داخل لنز یا بدنه حرکت جزئی دوربین را خنثی میکند و در سوژه ثابت میتواند شانس وضوح را با سرعت پایینتر افزایش دهد. میزان کمک بر حسب توقف نوردهی تبلیغ میشود، اما نتیجه واقعی به تکنیک عکاس، فاصله کانونی، سازگاری لنز و شرایط صحنه بستگی دارد. عدد اعلامشده را تضمین قطعی ندانید؛ آزمایش چند فریم بهترین معیار است. لرزشگیر حرکت سوژه را متوقف نمیکند. روی سهپایه، برخی سامانههای قدیمی ممکن است حرکت خیالی را تشخیص دهند و تصویر را نرم کنند؛ دستورالعمل سازنده را دنبال کنید و در صورت نیاز آن را خاموش کنید. در فیلمبرداری، رفتار لرزشگیر ممکن است با عکس متفاوت باشد. اگر با سرعتهای پایین عکس میگیرید، آرنجها را تکیه دهید، دوربین را نزدیک بدن نگه دارید و هنگام فشار شاتر نفس را آرام بیرون دهید.
سرعت بالاتر نور کمتری به حسگر میرساند. برای حفظ روشنایی میتوانید دیافراگم را بازتر کنید یا ISO را افزایش دهید. دیافراگم باز عمق میدان را کمتر میکند و ممکن است بخشی از سوژه از فوکوس خارج شود؛ ISO بالا هم نویز را بیشتر میکند. در حالت تقدم شاتر، مقدار سرعت را انتخاب کنید و بررسی کنید دوربین به حد بازترین دیافراگم نرسیده باشد. ISO خودکار میتواند در نور متغیر مفید باشد؛ حد بالایی را طوری تنظیم کنید که کیفیت قابل قبول حفظ شود. اگر نور بسیار کم است، فلاش یا منبع نور پیوسته گزینهای است، اما هماهنگی سرعت شاتر با فلاش و حرکت سوژه را بررسی کنید. قبل از کم کردن سرعت، از خود بپرسید تاری موردنظر است یا فقط کمبود نور را جبران میکنید.
سرعت شاتر بالا تصویر خارج از فوکوس را واضح نمیکند. نقطه فوکوس را روی چشم یا جزئیات مهم بگذارید و برای سوژه متحرک از فوکوس پیوسته استفاده کنید. اگر سوژه به دوربین نزدیک و دور میشود، چند فریم پیاپی و پیشبینی مسیر حرکت کمک میکند. عمق میدان محدود با دیافراگم باز میتواند باعث شود سوژه هنگام حرکت از صفحه فوکوس خارج شود؛ گاهی بستن اندک دیافراگم بهتر از بالا بردن بیشتر سرعت است. برای عکس دستی، وضعیت بدن و ثبات آرنج نیز بخشی از روش ثبتاند. در فاصله کانونی بلند، میتوانید روی شیء ثابت فوکوس کنید و منتظر ورود سوژه به همان ناحیه بمانید. راهنمای فوکوس و فاصله کانونی درباره انتخاب نقطه فوکوس و وضوح توضیح میدهد.
برای منظره، معماری یا فضای داخلی روی سهپایه میتوانید سرعتی پایینتر از قاعده دستی انتخاب کنید، به شرط اینکه سوژهها ثابت باشند و دوربین نلرزد. از تایمر یا ریموت استفاده کنید و در صورت نیاز قفل آینه یا پرده الکترونیکی اول را فعال کنید. در باد، شاخهها و چمن ممکن است محو شوند، حتی اگر دوربین ثابت باشد. حرکت ابر و آب میتواند بهصورت هدفمند در عکس دیده شود. اگر سهپایه ندارید، از سطح محکم یا تکیهگاه استفاده کنید و چند عکس بگیرید. وقتی نوردهی چندثانیهای لازم است، فیلتر ND نور را کاهش میدهد. برای مثالهای نوردهی شب و رد نور، مقاله منظره شب با نوردهی طولانی را ببینید.
یک سوژه ثابت و لنزی با فاصله کانونی کوتاه انتخاب کنید. از سرعتی نزدیک به معکوس فاصله کانونی شروع کنید و سه فریم با سرعت پایینتر و بالاتر بگیرید. سپس لنز بلندتر یا فاصله کانونی بلندتری انتخاب و همین آزمون را تکرار کنید. از هر نقطه چند عکس بگیرید تا لرزش تصادفی یک فریم نتیجه را تعیین نکند. با بررسی تصویر در اندازه واقعی، کمترین سرعتی را پیدا کنید که در بیشتر فریمها وضوح قابل قبول میدهد. تمرین را با لرزشگیر روشن و خاموش نیز تکرار کنید. بعد سراغ سوژه متحرک بروید و ببینید چه سرعتی برای توقف حرکت لازم است؛ این سرعت ممکن است بهمراتب بالاتر از حد لرزش دست باشد. نتیجهها را یادداشت کنید و در نظر داشته باشید چاپ بزرگتر به وضوح بیشتری نیاز دارد.
آیا باید همیشه سرعت را از معکوس فاصله کانونی بیشتر بگیرم؟ خیر؛ این فقط نقطه شروع برای لرزش دست است و لرزشگیر یا تکیهگاه ممکن است سرعت پایینتری را ممکن کند. آیا ضریب برش فاصله کانونی را تغییر میدهد؟ خیر، اما برای تخمین میدان دید و قاعده تجربی، فاصله کانونی معادل میتواند مفید باشد. آیا لرزشگیر برای ورزش کمک میکند؟ برای لرزش دوربین مفید است، اما حرکت ورزشکار را ثابت نمیکند. چرا عکس با سرعت ۱/۲۰۰ هنوز تار است؟ ممکن است سوژه حرکت کرده، فوکوس اشتباه بوده یا سرعت برای فاصله و وضوح کافی نبوده باشد. برای چاپ بزرگ چه کنم؟ چند فریم با سرعت بالاتر ثبت کنید و وضوح را در اندازه خروجی بررسی کنید.
قاعده معکوس فاصله کانونی راهی سریع برای تخمین سرعت مناسب در عکاسی دستی است، نه تضمین وضوح. فاصله کانونی معادل، روش نگهداشتن دوربین، لرزشگیر، فاصله و حرکت سوژه و اندازه خروجی را نیز بسنجید. برای سوژه متحرک، سرعت لازم ممکن است بسیار بالاتر از سرعت لازم برای جلوگیری از لرزش دست باشد. چند فریم آزمایشی، بزرگنمایی و یادداشتبرداری به شما کمک میکند حد واقعی دوربین و تکنیک خود را بشناسید.
سهند با افتخار مدعی چاپ عکس با بالا ترین کیفیت و نازلترین قیمت در کوتاه ترین زمان می باشد.